رای می دهم حتی اگر شده، سفید!

متن زیر گفت و گویی است بین من با خودم که به این می پردازد که چرا رای میدهم، حتی اگر شده، رای سفید!!

-----------------------------------
-: این روزها همه میگویند رای می دهیم! شما چه طور؟

+: ما هم رای میدهیم.

-: به که؟

+: به که اش کار نداشته باشید، ولی رای می دهیم، حتی رای سفید!

-: سفید؟ شوخی میکنید، چرا سفید حالا؟

+: هرکسی برای رای دادنش دلیلی دارد، مهم ترین دلیل ما هم برای رای دادن، حفظ نظام است. در نتیجه رای می دهیم، حتی اگر شده سفید!

-: فکر میکنید اگر مردم رای ندهند، نظام کم می آورد و میگوید کسی رای نداد، و پایه های خود را متزلزل میکند و خود را به خطر می‌اندازد؟ یا آنکه مثل همیشه از حضور پر شور مردم در صحنه می گوید و آمار من درآوردی خود را اعلام میکند؟

+: بنده از شما می پرسم، طلای بدلی بهتر است یا طلای اصل؟

-: منظورتان چیست؟

+: دو حالت را فرض کنید، در حالت اول، آمار واقعی شرکت کنندگان در انتخابات 20% است، تمامی گزارشها و تصاویر نشان دهنده حضور کم رنگ مردم است، ولی نظام به دروغ و برای اینکه زیاد تابلو هم نشود(!)، آمار حضور را 51% اعلام میکند. 
در حالت دوم، آمار واقعی شرکت کنندگان، 90% است و گزارشها و تصاویر هم به خوبی این واقعیت را نشان میدهند که حضور مردم پررنگ بوده، نظام هم با خوشحالی آمار حضور را 92% اعلام میکند(!). حال به نظر شما حالت اول بیشتر به حفظ نظام (که هدف اصلی ما از شرکت در انتخابات است) کمک میکند یا حالت دوم؟

-: بدیهتاً حالت دوم!

+: خدا خیرتان دهد.

-: پس رای دادن شما موجب حفظ نظام است، اصلاً بگویید حفظ نظام از چه یا در مقابل چه؟!

+: بله، رای دادن ما به حفظ نظام کمک میکند! حفظ نظام از دو چیز، اولینش خود نظام و دوم خطرات بیرونی.

-: حفظ نظام از خود نظام یعنی چه؟ خطرات بیرونی چیستند؟

+: ببینید، در هر زمانه ای و در هر جایی، کودک محتاج مراقبت است! اگر کودکی تنها رها شود و کسی بالای سرش نباشد دو چیز جانش را تهدید میکند:
اول فهم ناقص کودک است که ممکن است باعث شود کودک به خود آسیب جدی ای برساند و موجب از بین رفتن خودش شود، و دوم خطرهای بیرونی مانند خطر گرسنه ماندن، ربوده شدن و ....
حقیقت این است که نظام کشورمان در کودکی خود به سر میبرد. مردم باید از این کودک مراقبت کنند تا مبادا خود را به هلاکت اندازد یا طعمه حوادث روزگار شود و از بین برود!

-: متوجه ارتباط رای دادن با مراقبت از نظام نشدم، بیشتر توضیح می دهید؟

+: شما با رای دادن خود اولاً به نظام (کودک) نشان می دهید که بالای سرش حضور دارید و مراقب افعال و احوالش هستید، بنابراین اگر به خاطر فهم ناقصش یا شیطنت های کودکانه اش خطای مهلکی از سویش سر زد که جانش را تهدید میکرد، شما میتوانید بازخواست یا حتی تنبیهش کنید، و این بازخواست یا تنبیه شما اثر تربیتی مهمی را بر وی میگذارد! همانطور که در سال 88 این کودک به وسیله مردم تنبیه شد و یاد گرفت که اگر بخواهد از این دست شیطنت ها کند باید هزینه سنگینی بپردازد و در نتیجه محتاط تر شد!
دوماً شما با رای دادن، به دشمنان و دزدان نیز نشان میدهید که حامی این کودک هستید و در نتیجه آنها بسیار کمتر جرات نزدیک شدن و دست درازی به این کودک را پیدا میکنند.

-: آیا صرف "رای دادن" به تنهایی یعنی مراقبت؟!

+: مسلماً نه! وظیفه سنگین مراقبت با رای دادن آغاز می شود، و مادامی که این کودک به حیات خود ادامه میدهد باید تداوم داشته باشد. متاسفانه بعضی ها این پیوستگی در مراقبت را ندارند! این بعضی ها فصل انتخابات که می شود، عکس پروفایلشان را انتخاباتی میکنند، پیرهن چاک میدهند، جار میزنند و هوار می کشند که باید شرکت کرد و برنده انتخابات باید این شکلی باشد و آن تیپی نباشد و باید به فلانی رای دهیم، تا فلونی رای نیارد و زنده باد ایکس و مرگ بر ایگرگ! اما همینکه چندی از انتخابات میگذرد، کودک نظام را به حال خود رها کرده و فحشش میدهند و میگویند این خر آدم بشو نیست، اصلاً ما را چه به این مملکت و مردم بی شعورش وشعر میسرایند که بعد از این بر وطن و بوم وبرش باید رید و قهر میکنند و به حال خود رهایش میکنند و می روند تا 4 سال بعد و موزیک ویدیوهای لیدی گاگا را شیر میکنند! در صورتی که صحیح این است که برای تربیت این نظام یا این کودک نوپا بابد همواره در تلاش باشی، مثلاً شما دانشجویان، معلمین، اساتید، میتوانید انرژی و هم و غم خود را بر روی تربیت نسلی بگذارید که به زودی آنها هستند که چرخ های نظام را می چرخانند، اگر دوست دارید چرخ به راست یا چپ بچرخد، طوری تربیتشان کنید که اینگونه چرخ را بچرخانند.

-: حالا به فرض ما اینهمه هزینه دادیم تا نظام حفظ شود، سوال من اینست که اصلاً حفظ این نظام برای چه؟ چرا باید به نظامی که دائم به شعور ما توهین میکند اهمیت دهیم؟ چرا باید نظامی که اینهمه بابتش هزینه داده ایم حفظ شود؟ چرا تلاش نکنیم تا نظام دیگری که بری از این همه عیوب است بر مسند قدرت نشیند؟

+: بگذارید برای روشن شدن ذهن شما از یک حکایت شروع کنم:
گویند زنی آبستن فرزندی شد. چند ماه که گذشت، فرزند در شکم مادر شروع کرد به تکان خوردن و گه گاه لگد زدن! زن گفت فرزندی که تکان بخورد و لگد بزند فرزند نمی شود، پس باید آن را سقط کنم. جنین از هستی ساقط شد و باز بعد چندی زن آبستن شد، اینبار اما تکان ها و لگدها را تحمل کرد، چون به داشتن فرزند نیاز داشت، ولی همینکه درد زایمان دامنش را گرفت، فرزند را از هستی ساقط کرد، چون در نظرش فرزندی که اینهمه درد به او تحمیل کند هیچگاه به دردش نمیخورد! گذشت و گذشت و این زن هربار فرزندان خود را به دلیلی می کشت! یکی ابرویش کج بود، یکی لوس بود، آن یکی مو نداشت، دیگری کودن بود و این یک خیلی چاق بود و آن یکی خیلی لاغر! منتهی از آنجایی که این زن به فرزند نیاز داشت، به امید فرزندی نیکو و بی نقص هربار که یکی را میکشت، دیگری را حامله میشد! تا اینکه روزی به خود آمد و دید کودکان بی ادب و زشت و لوس همسایه ها، قد کشیده و بالغ و رعنا شده اند و بسیار متین و با ادب، کمک حال مادرانشانند ومایه افتخار آنها! در همین حین که از دیدن آنها حسرت میخورد، به این می اندیشید که ای کاش کاستی های کودکانش و سختی های آنها را به جان می خرید و در پرورش و ادب کردنشان کوشش فرآوان مینمود تا امروز، او هم برای خود فرزندی رشید و بالغ و کامل میداشت.
حال حقیقت این است که این زن مردم کشور ما هستند و فرزندان این زن، حکومت ها و نظام هایی که هریک چندی مهمان دامان این زن بوده اند.
خودتان نگاه کنید، اگر از قرن 9 میلادی شروع کنیم با این خیل اسامی روبرو می شویم: زیاریان، صفاریان، آل بویه، سامانیان، غزنوی، سلجوقی، خوارزمشاهی، ایلخانان، چوپانیان، مظفریان،جلایریان، سربداران، تیموریان، قراقویونلو، اق قویونلو صفوی، زندیه، افشار، قاجار، پهلوی، آخوندی...
حرف من اینست آقا جان! این تغییر نام ها تا کی؟ این کشتن فرزندان تا کی؟ کی باید متوجه شویم که عموجان، بزرگ کردن کودک هزینه دارد، سختی دارد! تا بهمان فشار آمد نباید زد زیر همه چیز! کودک باید تربیت شود، نه اینکه با کوچکترین کژرفتاری ای که از او سر می زند به تیغ جلادش بسپریم! مهم نیست اسم کودکت ایلخانی باشد یا آخوندی، تربیت و حمایت توست که شخصیت کودکت را شکل میدهد تا بعدها که به بلوغ خود رسید موجب افتخارت شود.

-: اینهایی که شما فرمودید مشتی تمثیل و تشبیه و استعاره بود! جان کلامتان چیست؟!

+: ببنید دوست گرامی، اگر به تاریخ نگاهی بیاندازید، میبینید که ثبات سیاسی، ثبات اقتصادی به همراه می آورد و ثبات اقتصادی باعث رفاه و آسایش اجتماعی می شود! خواسته و آرزوی ما در حال حاضر، رسیدن مردم به رفاه و آسایش اجتماعی دائم است، در نتیجه دوست داریم در کشور ثبات سیاسی برقرار باشد. اگر نظام سیاسی کشور دچار خلل، زشتی یا کاستی ای بود سعی خودمان را میکنیم که به مرور اصلاحش کنیم و برای این منظور کم تحمل نیستیم! گنج زمان و جان خرجش می کنیم و مطمئنیم روزی می رسد که نظام کودکمان به بلوغ عقلی و جسمی می رسد و زیبا می شود و مایه افتخارمان.

-: ممنون از وقتی که در اختیار ما گذاشتید 

+: خواهش میکنم 
--------------
عکس: ییلاقیات ماسال

 
/ 0 نظر / 12 بازدید